امتحان دیکته چه امتحان سخت و بی انصافانه ای بود

  • علی اسفندیاری
  • سه شنبه ۲۹ فروردين ۹۶
  • ۰۶:۳۹



خیلی وقتها به امتحان دیکته فکر می کنم، اولین امتحانی که در کودکی با آن روبرو شدم.

چه امتحان سخت و بی انصافانه ای بود.

امتحانی که در آن، نادانسته های کودکی بی دفاع، مورد قضاوت بی رحمانه دانسته های معلم قرار می گرفت.

امتحانی که در آن با غلط هایم قضاوت می شدم نه با درست هایم.

اگر دهها صفحه هم درست می نوشتم، معلم به سادگی از کنار آنها می گذشت اما به محض دیدن اولین غلط دور آن را با خودکار قرمز جوری خط می کشید که درست هایم رنگ می باخت. جوری که در برگه امتحانم آنچه خود نمایی می کرد غلط هایم بود.

دیگر برای خودم هم عادی شده بود که آنچه مهم است داشته ها و توانایی هایم نیست بلکه نداشته ها و ضعف هایم است.

آن روزها نمی دانستم که گرچه نوشتن را می آموزم اما ...

بعدها وقتی به برادر کوچکترم دیکته می گفتم همان گونه قضاوت کردم که با من شد وحتی بدتر.

آنقدر سخت دیکته می گفتم و آنقدر ادامه می دادم تا دور غلط های برادرم خط بکشم.

نمی دانم قضاوتهای غلط با ما چه کرد که امروز از کنار صفحه صفحه مهربانی دیگران می گذریم اما با دیدن کوچکترین خطا چنان دورش خط می کشیم که ثابت کنیم تو همانی که نمی دانی، که نمی توانی.

کاش آن روزها معلمم، چیز مهمتری از نوشتن به من می آموخت.

این روز ها خیلی سعی می کنم دور غلطهای دیگران خط نکشم. 

این روز ها خیلی سعی می کنم که وقتی به دیگران می اندیشم خوبیهاشان را ورق ورق مرور کنم.

کاش بچه هایمان مثل ما قضاوت نشوند.



  • نمایش : ۱۳۶
  • راضیه ...
    فک کردم وب ی بچه مدرسه اییه ک هنوز امتحان دیکته میده! اومدم ببینم چی برای گفتن داره دیدم عمو قصه گوٳ... با متل جدید :)))
    ولی نتیجه خوبی داشتاااا نمیدونم چرا خوبی ها بچشم نمیاد فقط بدی ها ب چشم میاد!!!!
    من خودم اصن خوبی ندیدم تا حالا همش عادیو معمولی بوده.....
    خخخخخخخهه 
    عمو قصه گو...... باو من تازه 20 سالمه 

    +این جامعه رو ما ساختیم ما تصمیم گرفتیم بدی هارو ببینیم 
    خدایی تصمیم خیلی اشتباهی گرفتیم 
    بهتره تصمیم بگیریم ازین به بعد خوبی ها رو ببینیم 
    یعنی میشه؟؟؟؟ 
    زهرا باقری
    وبلاگت خیلی قشنگه:)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    قصه ها
    برای "بیدار کردن" ما
    نوشته شدند ؛
    اما تمام عمر
    ما برای "خوابیدن"
    از آن ها استفاده کردیم ...!